تبليغاتX
***** ستاره فیلم****

تازه این ابتکار به  عقل خیلی ها خطور نمیکند چه برسد که این را عملی سازد ...

یک*** آقا  یا خانمی ***با شضخصیت هر روز به وبلاکهای یا *سایت *که توسط

هنرمندان مرند نوشته میشود سر میزند و بعد از خواندن مطالب وبلاکها در قسمت نظرات

  بنام افراد دیگر که در این شهر در عرصه های مختلف  شناخته شده هستند نظر مینویسند

به مدیر وبلاک توهین میکنند ...به مسوولین شهر بد وبیراه میگویند و خلاصه هر چه دل تنگشان

میخواهد در قالب توهین قید مینمایند ..متاسفانه در آستانه انتخابات این معضل تبدیل به

یک مرض بی درمان شده است و تنها راهی که به نظر میرسد مدیران وبلاک ها هوشیار بوده

 و هر نظری که مشخصه و  آدرس دقیق نداشته باشد به عنوان نظر تائید ننمایند و بی تردید

بدانیم که این نظر از سوی افراد *متاسفانه *...نوشته شده است ...

دوستی عزیز از من گله کرد که در وبللاک من نظری بنام شما نوشته شده که مرا بسیار

 ناراحت کرد چون از شما انتظار این مطالب و این ادبیات گفتاری و نوشتاری را نداشتم

برایشان توضیح دادم که به لطف خدا آنقدر شهامت و شجاعت دارم که هر مطلبی بنویسم

مسولیت شرعی و قانونی اش را بعهده میگیرم...ایضا اینکه من در هر وبلاکی نظر بنویسم

با آدرس دقیق *ستاره فیلم * و بنام خودم نظر قید مینمایم بنابر این هر نظری بدون آدرس

*ستاره فیلم *بنام اینجانب قید گردد  از سوی فرد یا اقراد دیگر میباشد

                                                                                           *متاسفانه *

براستی اگر خواهان پیشرفت شهرمان در هر عرصه ای هستیم *هنر ...عمران و آبادانی ...

*مذهبی ....ورزش ....ادبیات ...علمی و.....آنقدر شهامت و جرات داشته باشیم که بگوییم

آقا من : ........هستم و این پیشنهادها و انتقادات را در جهت پیشرفت شهر زییای مرندم ارایه

میدهم  ...انشالله

 

+ نوشته شده توسط علی در جمعه 7 بهمن1390 و ساعت 12:32 بعد از ظهر |
 بوتیمار طی سالهای اخیر در یک اتاق اجاره ای-تاکید می‌کنیم اتاق و نه خانه- آن هم در یکی از

جنوبی‌ترین نقاط شهر زندگی می‌کرد و تنها دخترش هم فرسنگ‌ها دور‌تر از وی در آلمان زندگی را

می‌گذراند.
عبدا.. بوتیمار در دوران اوجش در کنار رضا بیک ایمان وردی -که این دومی سرنوشتش از بوتیمار هم

دردناک‌تر بود چراکه بعد از فروپاشی سینمای طاغوت تا آخرین لحظات پیش از مرگ به عنوان راننده

کامیون در اتوبانهای ایالات متحده مشغول فعالیت بود! - فعالیت می‌کرد.

بوتیمار متولد سال ١٣١٢ در بادکوبه بود و از سال ١٣٣٠ فعالیت هنری‌اش را در تئا‌تر پارس با آقایان

منوچهر قاسمی و کامل حلمی شروع کرد. بوتیمار فعالیت سینمایی خود را نیز از ابتدای دهه چهل

و با بازی در فیلم سینمایی «یک قدم تا مرگ» ساخته ساموئل خاچکیان آغاز کرد.
بوتیمار در مدت فعالیت سینمایی خود در ۵٠ فیلم بلند سینمایی و از جمله «دلهره»، «ضربت»،

«یک قدم تا مرگ»، «اضطراب»، «دزد سیاهپوش»، «کردی از جنوب شهر»، «بی‌عشق هرگز»،

 «می‌خک سفید» و «می‌خک نقره‌ای» ایفای نقش کرد. بوتیمار در زمینه دوبله هم تخصص داشت

 و در این حیطه فعالیت‌های فراوانی ارائه داد.
بوتیمار که بعد از انقلاب برای سرکشی به اوضاع زندگی همسر و فرزندانش مدتی را هم در آلمان

زندگی کرده بود در این کشور هم به کار دوبله می‌پرداخت و هم تعدادی نمایش ایرانی را اجرا می‌کرد.

 او بعد از فوت ژاله کاظمی از آنجا که خبر مرگ این هنرمند وی را به شدت متاثر کرده بوده به

ایران بازگشت و در کشور خودش زندگی کرد.

 

 

 

شادروان رضا بیک ایمانوردی و عبدالله بوتیمار

شادروان رضا بیک ایمانوردی و شادروان عبدالله بوتیمار


 

 

 

 

+ نوشته شده توسط علی در جمعه 30 دی1390 و ساعت 9:34 بعد از ظهر |
در پي  موفقيت جهاني فيلم ايراني جدايي نادر از سيمين در جشنواره گلدن گلوب ....

اين فيلم به بخش مسابقه فيلمهاي زبان خارجي جشنواره اسكار راه يافت ....

اميد است شاهد سربلندي سينماي ايران در اين جشنواره معتبر جهاني باشيم ۰







 

+ نوشته شده توسط علی در جمعه 30 دی1390 و ساعت 9:22 بعد از ظهر |
جدایی نادر از سیمین به کارگردانی  اصغر فرهادی با اخذ جایزه گلدن گلوپ غرور ایرانیها
 
را در جهان هنر بر انگیخت
 

 بهترین فیلم خارجی‌زبان: «جدایی نادر از سیمین»، اصغر فرهادی

جایزه بهترین فیلم زبان خارجی در جشنواره گلدون کلوپس**چدایی نادر از سیمین *
+ نوشته شده توسط علی در سه شنبه 27 دی1390 و ساعت 10:14 بعد از ظهر |
شهید دکتر علی شریعتی
 
فقر
میخواهم بگویم 
 
فقر همه جا سر میکشد 
 
فقر ، گرسنگی نیست ، عریانی هم نیست
 
فقر ، چیزی را ” نداشتن ” است ، ولی ، آن چیز پول نیست ….. طلا و غذا نیست 
 
فقر ، همان گرد و خاکی است که بر کتابهای فروش نرفتهء یک کتابفروشی می نشیند 
 
فقر ، تیغه های برنده ماشین بازیافت است ،‌ که روزنامه های برگشتی را خرد میکند
 
فقر ، کتیبهء سه هزار ساله ای است که روی آن یادگاری نوشته اند
 
فقر ، پوست موزی است که از پنجره یک اتومبیل به خیابان انداخته میشود 
 
فقر ، همه جا سر میکشد
 
 
فقر ، شب را ” بی غذا ” سر کردن نیست 
 
فقر ، روز را ” بی اندیشه” سر کردن است 
 
                                                                       
+ نوشته شده توسط علی در یکشنبه 25 دی1390 و ساعت 3:54 بعد از ظهر |


Powered By
BLOGFA.COM


سینما را دوست دارم ×اما عاشق تئاتر هستم ×